مجتبى ملكى اصفهانى
319
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
1 - دلالت اشاره : دلالت اشاره از اقسام منطوق غير صريح است . هرگاه مطلبى مورد نظر گوينده نباشد ، ولى لازمهى سخن گوينده باشد ، دلالت كلام بر اين لازمه را دلالت اشاره گويند . مثلا خداوند - تبارك و تعالى - در آيه 15 سورهى احقاف مىفرمايد : وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً يعنى : مدت باردارى و شير دادن زنان سى ماه است . و در آيه 14 سورهء لقمان مىفرمايد : وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ يعنى : مدت شير دادن بچه دو سال است . در آيهى اول ، خداوند - تبارك و تعالى - در مقام بيان حق مادر و زحمتهايى است كه مادر متحمل مىشود ، و در آيهى دوم ، در مقام بيان مدت شير دادن است . ولى لازمهى اين دو آيه ، علم به كمترين مدت باردارى است كه شش ماه مىباشد . دلالت اشاره وقتى حجّت است كه لازمهى آن قطعى باشد . « 1 » 2 - دلالت اقتضاء : دلالت اقتضا ، از نوع دلالت التزامى است ، ولى درعينحال ، مقصود متكلم نيز هست . دلالت اقتضا در جايى است كه درستى يا صحت معنى از نظر عقل يا شرع برآن متوقف باشد . دلالت اقتضا از اقسام منطوق غير صريح است . مثلا خداوند تبارك و تعالى در آيهى 82 سورهى يوسف مىفرمايد : وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ يعنى : از آبادى سؤال كن . ولى صحت اين كلام متوقف است بر تقدير گرفتن كلمه « اهل » ، يعنى از اهل آبادى سؤال كن .
--> ( 1 ) الوافية ، ص 229 .